اخبار

رفتی!سپردی دست هایم را به دست غم

نرگس شمس
غزل دفاع مقدس


رفتی!سپردی دست هایم را به دست غم
در چشم های خسته ام جاری شده ماتم

خمپاره ها جای تو را فهمیده اند انگار
از دور می آید صدای« وای عباسم»

آبی نمانده توی خیمه، قمقمه خالی ست
این تیرها این تیرها این تیرها هردم...

در استخوانهای صبورت تشنگی جاری ست
پیچیده حتی عطر شب های محرم هم

حال مرا دلهای سرگردان نمی فهمند
من بی تو از این زندگی-از این سراپا غم-...

این روزها دائم به جای خالی ات این جا-
-عادت که نه...دارم مدارا می کنم کم کم

از پا نیفتادی تو با این شعرها حتی
تنها بهانه دست چشمان خودم دادم!


۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۹:۴۳

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500