اخبار

آرام می گیرم کنارِ سنگرت امشب

نرگس شمس
غزل مثنوی(دفاع مقدس)

آرام می گیرم کنارِ سنگرت امشب
شاید بیاید قطعه ای از پیکرت امشب
سربند و مُهر و چفیه و باروت می بینم
درخواب هایم پشت هم تابوت می بینم
مانند دختر بچه ی شش ساله لج کردم
راهِ خودم را سمتِ آغوشِ تو کج کردم
...
دردی که می گفتی به من شاید همین باشد
شاید تمامِ جاده ها میدانِ مین باشد
تا جاده ها با خیسیِ چشم تو همسایه ست
باید مسیرت مثل سابق بهترین باشد
این قمقمه پر میشود از تشنگی هربار
وقتی شلمچه با محرّم هم نشین باشد
...
با زخم های تازه ات قد خم نمی کردم
از بغض هایِ هر شبِ تو کم نمی کردم
...
آن سوتر از چشمانِ من پرواز می کردی
توعشق را با رفتنت ابراز می کردی!
هربار سوزِ دردو دل هایت شنیدن داشت
وقتی که مثل زخم ها سر باز می کردی
...
باید کسی از من جدا می کرد فالت را
از لخته های خونِ سرخت، دستمالت را
پوتین های تابه تایت "کربلایی" شد
با رفتنِ تو خطبه ی "والفجر" جاری شد
دستانِ شعرم را قلم کردم که بعد ازتو...
تا پرچمت من قد علم کردم که بعد ازتو...
....
گردن نمی گیرند مدت هاست آهت را
ازهم نمی پاشد نگاهِ شب سپاهت را
این ماه پشتِ ابر باشد بهتر است انگار
بیرون نیا از سگرت تا روی ماهت را...

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۱۹:۴۶

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500