اخبار

دور از تو شاعری

پریسا کشاورز حمید
دور از تو شاعری
دور از تو شعر
من سایه های بی آواز را
در ساحت پیامبری ام
به کلاف عشق صیقل داده ام
و تو در مسالمت تسبیح وسرود
با سراچه سنگ 
دلخوش -بو که براید- نشسته ای
نشسته ای به نگاه
نشسته ام به نگاهبان
نشسته ام به آنگاه
به گدارهای تر کشیده ضمیر
هل داده ای ام به پود
به تارهای تاک
تمام موسیقی ام را بر آب داده ام
و رگ های شاعری ام را به نانوا
نوا
به بی صدای پرده بر افتادن ها
نوایی شد...
تنبور وتنور بی پرده اند
بی پنجره
بی ...
دور از تو شاعری
دور از تو شعر ...
همین جا بنشین
از اینجا آسمان
آبی اش را
دوست تر دارد...
۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۲۲:۰۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید