اخبار

گونه­هایت دو راهِ بی­برگشت، چشم­هایت دو برکه­ی دورند

صالح دُروند

گونه­هایت دو راهِ بی­برگشت، چشم­هایت دو برکه­ی دورند

وسط چشم­هایت انگاری مردمک­ها دو حبّه انگورند

طرح موهای قهوه­یی‌رنگت کشفِ یک فرش­بافِ تبریزی­ست

نقش برجسته­های گیسویت چند سوغاتی از نشابورند

چشمی و دیدنت نمی­آید؛ لب و خندیدنت نمی­آید

شاخه­ام، چیدنت نمی­آید، لحظه­هایت چقدر مغرورند

دائم­الخمرهای بی‌چاره به شکرخنده­هات معتادند

بت­پرستانِ بخت‌برگشته به پرستیدن تو مجبورند

قصدم از ماه، روی ماهت نیست! شب که خطّ لب سیاهت نیست

شعرهایم بدون تقصیرند، حرف­هایم بدون منظورند

...

زیرِ باران که راه می­افتی شاعران شعرِ تر می­انگیزند

عده­یی بی‌تو سخت منزوی و عده­یی قیصرِ امین­پورند

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۲۲:۰۸

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید