اخبار

پری بلند شد و برکه پُر شد از قوها

صالح دُروند

پری بلند شد و برکه پُر شد از قوها

پری نشست و پریشان شدند پاروها

حسادت از سر و کولِ قبیله بالا رفت

پری که آمد در مجلسِ پری‌روها

تمام پنجره‌های زمین به هم خوردند،

پس از صدای به‌هم‌خوردنِ النگوها

کنارِ ادکلنش عطرِ دامنی پیچید

که بُرد قوّتِ هوش از عمومِ آهوها

به چشم‌های خودم دیده‌ام که لبخندش،

دلیلی است که پُر می‌شوند کندوها

پری لباسِ حریری‌ست بر تنِ مرداب

پری حریرِ سفیدی‌ست بر سرِ موها

پری دو قوی سفید است زیرِ پیراهن

پری دو چشمه‌ی سبز است زیرِ ابروها

جزیره‌یی‌ست شناورتر از شناورها

پرنده‌یی‌ست پریشان‌تر از پرستوها

همین‌که جلوه کند، شاه‌ماهیِ برکه‌ست

بدون وقفه از او می‌مکند زالوها

به اخم آمده و در توازنِ رویش

کمی به هم خورده کفّه‌ی ترازوها

غمی‌ست پشتِ سکوتش که در کشیدنِ آن

به عجز آمده‌اند اغلبِ قلم‌موها

o                       

پری رسیده ولی مطلقاً نمی‌خندد

پری رسیده ولی خالی‌اند کندوها

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۲۲:۱۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید