اخبار

مرا بریز

رضا خبازها
قصاص کن! عذاب کن! زبانیان درد را
کباب کن! بکن به هر کس آنچه با تو کرد را!
به هوش خویش بازگرد ازین سپهر و سیلی‌اش!
بچرخ! برکن از زمین! بکوب هرزه‌گرد را!
ز بهر روشنی چشم روزگار سرمه کش!
به نیزه کش به بند دیو گردبادگَرد را!
بران ز پیش، گر پیام سرد داد، پای خویش!
جواب کن به تیغ رهزنان همنورد را!
ملرز و لرزه درفکن به ریشه قاف مرگ را!
بریز و سبز کن چو باغ برگ‌های زرد را!
به یک تلنگر سحر مرا بریز و ریختی
هزارتویه درد را، هزارساله گرد را
                           
۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۲۲:۳۱

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید