اخبار

پرنده گوشه ی دنج قفس بود

سعید توکلی

پرنده گوشه ی دنج قفس بود

ولی به این قفس عادت نمی کرد

چقد حرف نگفته تُو دلش بود

پرنده با کسی صحبت نمی کرد

#

یه روزی آسمون و دوره می کرد

پرنده عاشق زیبا شدن بود

تموم دلخوشی هاش و گرفتن

بفهمه قسمتش تنها شدن بود

#

خودش رو به قفس کوبید شاید

یه راهی رو به فصل تازه وا شه

یه عمری سرد و خسته بال و پر زد

بتونه لحظه ای حتا رها شه

#

نفهمید از کجا راهش رو بستن

چجوری همزبونش رو گرفتن

چجوری بال پروازش رو چیدن

چجوری آسمونش رو گرفتن

#

پرنده اونکه رویاهاش و بردن

خود من بودم و باور نکردم

تُو زندون جدایی جون سپردم

غرورم رو ولی پرپر نکردم !

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۲۳:۴۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید