اخبار

وقتی که از تقدیر من دوری

سعید توکلی

وقتی که از تقدیر من دوری

از دور تنها بودنم پیداست

این مرزهای بسته رو وا کن

آغوش گرمت آخره دنیاست

 

#

 

اینروزها حالم پریشونه

حس می کنم با عشق بد کردم

مثل یه ماهی توُ دل دریا

فرصت بده سمت تو برگردم

 

#

 

از گریه جایی رو نمی بینم

توُ آینه تصویر من ماته

در من اگه چیزی تکون خورده

باور کن از تاثیره حرفاته

 

#

 

کم کم نبودت عادتم میشه

بی تو ولی آینده روشن نیست

از خواب من هرلحظه رد میشی

جز تو کسی همخونه ی من نیست

 

#

 

وقتی که از من دورتر میشی

هرلحظه درد تازه ای دارم

می ایستم این روزها رد شه

باید که تقویم و نگهدارم

۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ۲۳:۵۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید