اخبار

دنیا برنگ زلف منست شاد وبیقرار

نیلوفر نیک سیر
دنیا برنگ زلف  منست شاد وبیقرار
دستان من به یمن حضورش پراز بهار
اینجا نشسته ام لب کلکین دلهره
در انتظارآمدنش هی به انتظار
تا کوچه پرشود به هوایش اتن کند
من شوق میشوم به هوای حضوریار
حسی همیشگی به درونم کشیده دست
حسی که زلف های مرا میکند دوتار
هم تار هم دوتار تماما ترانه ام
هی میچکم به روی غمت بار بار بار!
چیزی شبیه عقده مرا درخودش شکست
یعنی شبیه گریه شدم، گریه های مست
هی گریه ، باز گریه فقط های، های ، های
این قسمت منست که درمن که درمنست
اینروزها کنارخودم شعر میشوم
شعری به منتهای هرآنچه که غصه هست
گیسو بدست باد ، تمامی جاده را
طی میکنم ، خیال کسی در دلم شکست
مثل حباب، چشم براه فنا شدن
من مانده ام کنار همین لحظه های پست.

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۱۱:۳۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید