اخبار

به خزان تن داده

مجتبی نادری طاهری
به خزان تن داده...

چه سود از اینکه به تقدیرمان امان بدهیم
به سرنوشت پر از پیرمان زمان بدهیم
برایمان شده عادت که در اسارت خاک
به چشم حسره به هم باد را نشان بدهیم
نسیم شاد و رها بگذرد و ما تنها
شبیه خوشه گندم سری تکان بدهیم
به جای چه چه مان آه آه باشد تا
که گوشه قفس از فرط آه جان بدهیم
ز بسکه پشت زمستان برایمان زده اند
زمینه ای شده تا تن به این خزان بدهیم
خوشان دمی که سر از برف ترس کپکیمان
در آوریم و سری پای حقمان بدهیم
بدون درد به ما مهر عاشقی ندهند
برای مرد شدن باید امتحان بدهیم

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۰۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید