اخبار

زمهریر

مجتبی نادری طاهری
زمهریر...
سبز است مرقد تو ولی در خزان تو
زرد است زمهریر دل شیعیان تو
فیروزه ایست گنبدت ای مانده در قنوت
گلدسته های یکسره بر آسمان تو
تا کی در عین بی پر و بالی سه شنبه ها
دل را به بیکران ببرد جمکران تو
این داستان رمان شده افسانه ای مباد
امید سر نهادن بر آستان تو
پیدا ترین تویی و منم گم ترین حضور
کی می دهم نشانی خود را نشان تو؟
افسوس بلبلانه در افسون یاس ماست
آخر کجاست ای گل یاس آشیان تو؟
مظلوم بی گناه، گناه تو چیست که
افتاده اند این همه شیعه به جان تو!؟
یک عده یاد تو نمی افتند و غافلند
عمریست زنده اند فقط در امان تو
یک عده هم که آیه کذب مقدسند
نان می خورند پشت نقاب از دکان تو
کی پس طلوع می کند از وادی حجاز
خورشید دادخواه دل مهربان تو؟
تو صاحبِ زمان خودت استی شکفتی است!
اینکه هنوز هم نرسیده زمان تو!!

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۰۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید