اخبار

من از حضور گرم تو ترسیده بودم

زهرا عنایتی اصل

من از حضور گرم تو ترسیده بودم

وقتی که خواب رفتنت را دیده بودم

دزدانه پنهان می شدم از هر نگاهت

وقتی که احساس تو را فهمیده بودم

رفتی تو آرام از نگاه سردم اما

بی اختیار از رفتنت رنجیده بودم

روزی هزار بار علت دیوانگی را

از قلب بیمار خودم پرسیده بودم

ناگه  کسی در گوش من گفت:

روزی به احساس کسی خندیده بودم


 

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۱۸:۵۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید