اخبار

مثل سربازی که منتظر علامت باشد

بهروز اقبالی درخشان

مثل سربازی که منتظر علامت باشد

در یک قدمی در ایستاده است

من در یک قدمی خواهرم

گنجشک های پیراهنش را

می شمارم

سینی رها می شود

گنجشک ها پرواز می کنند

باد

خودش را به استکان های زخمی می رساند

گنجشک ها

دور سرم می چرخند

پیراهن گلدار خواهرم

باد را به آسمان می برد

و گنجشک های زیادی

دور سرم می چرخند


۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۱۸:۵۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید