اخبار

با داغ های تازه ی خود ایستاده بود

سید محمد مجید موسوی گرمارودی
با داغ های تازه ی خود ایستاده بود
شمعی که بر گدازه ی خود ایستاده بود
مابین آسمان و زمین یاوری نداشت 
چون پل به روی سازه ی خود ایستاده بود
مبهوت از نظاره ی تصویر خود در آب
گویی که بر جنازه ی خود ایستاده بود
تنها خرید ناز و دلش را فقط فروخت 
عمری که در مغازه ی خود ایستاده بود
قلبش به امر عشق برای تو می تپید 
گر بود با اجازه ی خود ، ایستاده بود
سوگ بنفشه دیده و مانند لاله ها
با داغ های تازه ی خود ایستاده بود

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۱۹:۳۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید