اخبار

دوباره یک شب دیگر دچار بیداری است

سید محمد مجید موسوی گرمارودی
دوباره یک شب دیگر دچار بیداری است
و باز خلسه ی خوابم ، خراب هشیاری است
تمام وسعت شب را شهاب هم نشکست
چقدر خالی و بی اتفاق و تکراری است
چقدر ثانیه ها را شمرده ام ، حالم 
شبیه ساعت شماطه دار دیواری است
که تکیه داده به دیوار بی کسی یک عمر 
که در بطالت دور تسلسلش جاری است
صدای هق هق من را شنیده ای ور نه
کدام مرغ حقی ، حق حقش به این زاری است
چرا به چشم خودت شک نمی کنی یک بار؟
مگر نه این که چو قلبم دچار بیماری است
ز عشق ساده گذشتی به پای سادگی ات
حساب کردم و گفتم ز ساده انگاری است
قسم به موی تو ، من را سحر نخواهی دید
که چشم های تو خوابند و زخم من کاری است

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۱۹:۴۵

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید