اخبار

هرگاه می شماری گل های پیراهنت را

سیدمحمدمجید موسوی گرمارودی
خطاب به مادر


هرگاه می شماری گل های پیراهنت را
ترسم که تصویر خاری، آزرده سازد تنت را
من مثل موی سیاهت شاید پریشان نبودم
گر حلقه می بست یک شب ، دستان من گردنت را
از من که خاکی ترینم ، دامن کشیدی مبادا
ای آسمان ترینم ، خاکی کنی دامنت را
شور نگاهت غزل خیز ،خشم و عتابت عسل ریز
من با که گویم که قهرت عاشق کند دشمنت را
در دیده ام جزر و مد داشت ، دریایی از شوق تا شرم
هر شب که می دیدم ای ماه ، رخساره ی روشنت را
در من فرو ریخت یک عمر، چون آبشاران غرورم
تا لحظه ای هم نبینم در غم فرو رفتنت را

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۱۹:۵۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید