اخبار

مریم سلطانی
قسم بر نفس های بیمارِ هر مبتلا قسم بر تربت و پاکی کربلا
قسم بر ناله های دلی که شکست به اشکی که بر چشمِ خشکی نشست
به نوری که از لطف حق پا گرفت سکوتی که در سجده نجوا گرفت
قسم بر اسیری که زندانی است که آزادی از بهر او فانی است
بر آن ناتوان که خطایی نداشت گرسنه به بستر همی سر گذاشت 
به چشمی که پلکش همیشه تر است نگاهش غم آلود به کنج در است
قسم بر مریضی که لرزد ز درد که رویش همیشه بُوَد زرد زرد
به پیری که جسمش نحیف از تب است به روزی که پایان آن در شب است
قسم بر منادی روز جزا قسم بر محمد (ص) نبی ، مصطفی
هر آنکس غریب از وطن مانده است بر آنکس که شیطان ز خود رانده است
به قدرت نمایی ز پروردگار به لبریزی قدرت کردگار
به نورش که ما را دهد روشنی همه فانی اند و خدا ماندنی 
به تنهایی قلب درمانده ای قسم بر نمازی که تو خوانده ای 
قسم بر جوانی که آهی کشید خودش را ز بیراه به راهی کشید
به آن وقت که دَمِ ربناست به لطف و مقامش جهانی بناست
: خدایا مکن بی نیازم ز خود که قلبم خدایا از آنِ تو شد 
به دردم شفا باش ای مهربان پناهی بشو تو مرا در جهان
مرا بی نیاز از خلایق نما و آگه مرا از حقایق نما
خدایا به من سرفرازی بده به این طفل خُرد دستِ بازی بده 
بگیر از سماء هر دو دست مرا غمِ بندگانت شکسته مرا .

۲۷ فروردین ۱۳۹۳ ۲۱:۵۸

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید