اخبار

پدر سیاست دان بود

آزاده صالحیان
پدر سیاست دان بود

پدر بود
وداروین را نمی‌دانست
او توله‌هایش را در یک جا می‌چپاند
روزی یک بار بهشان غذا می‌داد و نمی‌داد
توله‌ها همدیگر را پاره نمی‌کردند و تیکه می‌کردند
و تنها یک نفرشان بود
که بود
که ماند
که بزرگ شد
یک نفر که در رگ‌هایش توله‌های دیگر خفه می‌شدند
در چشمهایش می‌شد برادرانش را دید
که دستشان به لبهٔ ظرف حتا نمی‌رسید
او بزرگ شد
بالغی که عصای نابینایی پدر بود
پدر روزی یک بار به او غذا می‌داد و نمی‌داد
و روزی چندبار در چشم‌هایش غرق می‌شد و نمی‌شد
*
پدر
بود
و دانه‌های سیاستش هر سال رنگی به رنگی می‌شد...

۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۱۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید