اخبار

زمین

آزاده صالحیان
زمین
کت پدر پدر پدر بزرگش را پوشیده
با کفش‌های
میرزا نوروز
و چوبی که تا شکمش بالا می‌آید
دو شاخه می‌شود
و همدیگر را در آغوش می‌گیرند
خیابان‌های بی عابر
بی خطکشی
بی تابلو راهنمایی را وجب می‌کند
تو موهایت می‌بافی
می‌اندازی
من مشی مشیانه پایین می‌آیم
و خودم را به تو به تمام سبزه‌ها گره می‌زنم
زال
زاغ
را از درخت می‌چیند
درخت پر
پر
پر
پ
ر
#
هزار سالی می‌شود
سبزه‌ها تا مغز استخوانم را ریشه دوانده‌اند.

۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۱۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید