اخبار

دستی مشت می‌کند دلم را

آزاده صالحیان
دستی مشت می‌کند دلم را
آلوده مه تهران را
برای لحظه‌ای که تو را می‌بینم
خیابانم بند آمده
و در این ممتد سراشیبی,  من
زیر چراغ راهنمایی که سالهاست
آبی شده است
چرت بیست ساله‌ام را برایت به یغما می‌آورم
و تو
دود
رود
دور
می‌شوی
محو
وتمام تابلوهای ورود ممنوع را آبی می‌کشم
#
دستی که مشت می‌کند تمام حجم آبیت را
حالا سالهاست
زیر شکم هیچ پرستویی را ندیده است!

۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۱۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید