اخبار

یک تار مویت را بده ، گیتار می خواهم چه کار

محمدرضا محمدی
یک تار مویت را بده ، گیتار می خواهم چه کار؟
حالا که غمگین نیستم ، من تار می خواهم چه کار؟

وقتی که رنگ زندگی ، یک رنگ مثل موی توست
یک جرعه از رنگین کمان این بار می خواهم چه کار؟

در حلقه ی چشمان تو ، پیداست پنهان می شوم!
حالا که من یک نقطه ام ، پرگار می خواهم چه کار؟

هر کس غمم را می خورد ، دست دعا برداشته...
دست دعایش بشکند ، غم خوار می خواهم چه کار؟

دیروز در طب نوین ، داروی دردم کشف شد
درمان هر دردم تویی ، تیمار می خواهم چه کار؟

وقتی که بر لب های من ، لب مینشانی ، پس دگر!
من منقل و دود و دم و سیگار می خواهم چه کار؟

حالا که پیچ وصل من ، شل می شود ، سر می خورد
تعمیر آن در دست توست ، ابزار می خواهم چه کار؟

گفتند منصورت شوم تا دار درمانم کند
از گردنم این دار را ، بردار ، می خواهم چه کار؟

در آسمان ابری ات ، لبریز آوازم ، ولی...
یک تار مویت را بده گیتار می خواهم چه کار؟
۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۲۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید