اخبار

مولانا

فاطمه ناظری

مولانا

یخ، بسته ام، شوری بیاندازید در جانم

در طور چشمانت همین امشب بسوزانم

خورشید را چون دف بگیر و هی بزن، هی .. هی

دستی بیافشان و سماعی کن ، بچرخانم

بنویس بر ابر نگاهم : صاعقه، باران

بغض گلوگیر مرا بشکن، بگریانم

سرکش بشو آنسان که دریا می کند طوفان

چنگی بزن بر ساحلم جانم، بشورانم

فریاد کن ، چرخی بزن بر گرد من چون باد

من بید مجنون توام ، امشب پریشانم

برخیز مولانای من با مثنویهایت

شوری به پا کن ، آتش افکن در نیستانم

برخیز مولانای من ، وقت سماع توست

وقتش شده تا لرزه اندازی بر ایمانم

تا کافر قلبم شود جذب سماع تو

تا تو کنی با مثنوی خوانی مسلمانم
۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۳۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید