اخبار

وقتی تو رفته ای

محمدرضا محمدی
وقتی تو رفته ای
با آنکه خاطرات تو چون عطر می شود
اما به روی روزنه های خیال من
یک خلسه ای مدام
یک بینش  کبود
یک لایه ی ضخیم عرق خانه می کند
بوی لجن گرفته تمام عقایدم
تنها نشسته ام اینجا و با قلم
یک حفره لای دفتر خود خلق می کنم
یک مشت واژه را که به یاد تو مرده اند
در ریل های ممتد این برگ بی خیال
دفن می کنم
خاک می شوم...
۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۲:۴۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید