اخبار

زندگی برای من پرازغمه واسه تویه قصه قشنگ وشاد

شیوا شاکری
زندگی برای من پرازغمه واسه تویه قصه قشنگ وشاد
واسه من یه کوه بی عبوروسخت به توکه می رسه رامه مث باد
بادآرومی که می کشه توروسمت همراهی لحظه های ناب
کوه سختی که یه سده واسه من سدی که تکیه ش داده به سراب
به خیالت که توباغ آرزوسهم دستای تئبیشترازمنه
وستاره های آسمونمون واسه چشمای توسوسومی زنه
توخونه ای که مال مادوتاس  سهم من دیواره وسهم توباغ
خورشیدم بین ماهافرق می ذاره دست من یخ زده ودست توداغ
باتمام خستگی هاوغماواسه بالارفتنت پله شدم
خورشیدوگرفتی تودستت ومن منجمدمثل شب چله شدم
آخرتمام اون خستگیاتبری شدکه روپشت من نشست
به من وسادگی دلم نخندراه بالارفتن خودت شکست

۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۳:۳۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید