اخبار

من خسته از خطوطم و پرگارها حتی

هاله جعفری

من خسته از خطوطم و پرگارها حتی

از دختری درون این هنجارها حتی

حالم گرفته دائما، هی گریه می کنم

تسکین نمی دهد مرا بازارها حتی

تنهاتر از همیشه ام بدتر ز مرده ها

از این جسد گذشته اند کفتارها حتی

گاهی برای شانه ای لک می زند دلم

یک تکیه گاه واقعی ! دیوارها حتی ...

یک مشتری برای دل پیدا نمی شود

یعنی کسی نمی خرد؟ سمسارها حتی؟

حالم بد است ! بدترم، از هر کسی بد است !

دلواپسند برای من ! بیمارها حتی

یک زن درون چشم من هی گریه می کند

خواب آورم به باور تکرار ها حتی ...

۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۴:۱۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید