اخبار

این مثنوی که

سیّد محمد رضا طبسی این مثنوی که
تو گیرانده ای با هزار جنگل سوخته در تمامی شب های من
معنوی نیست!
همان مصرع های مساوی ابرو و چشمهای نرگس و لبهای عقیق
متقارن و متناسب و اختر مراتب و ماه منظر پدر سوخته ی خلوت همایونی !
سوگلی جان و امان و امان از "قامت ناساز بی اندام " شاعر که از سر اتفاق از
کوچه ی معشوقه رد می شد و دیوارهای پر از شعار خانه ی تو سنگ می انداخت و
آخرش اورژانس اجتماعی شد و سیلی به آن طرف دیگر صورت
و تنها اتفاق خوبش گیس های لیلی بود که
از سرم صد وجب گذشته بود در ماضی بعید!
با این همه عطر موهای افشان بید مشک
"اهلی شاعر شد"!
همان منی که از تو "وحشی شاعر بود"!


۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۶:۵۵

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500