اخبار

می گویی "می خواهی بروی "

سیّد محمد رضا طبسی می گویی "می خواهی بروی "
مایاکوفسکی "گفت :" به درک "
اتفاقا من هم همین را می گویم
بعد از این همه باد و ابر و تو در اشکالی عجیب در برابرم!
"کاپیتان ! بگو خشکی را ببینند می خواهم از این کشتی جن زده پیاده شوم!
خیالت راحت ! چشم بند زده ام با یک پای چوبی و دستی فلزی
تا شاید نبینمت
دستت را نگیرم و به دنبالت ندوم!
-"پشت چشم بند ناخدا چه می کنی دختر!
آخرش غرق می کنی مرا و خیالت را که عطر صابون می دهد !
و لنج را که در دلش عروسک های باربی می برد !
حالا خیال تو به جهنم حیف از این همه عروسک های غریب نیست!
بعد " بی بی سی " بگوید:" آنها باربی غرق می کنند در خلیج فارس با قایق های تند رو!
و نگویند شاعران پارسی گو برای "باربی" ها
غرق شدگان تایتانیک و صف شکنان تاریخند!
داشتم از سر خط خبرهای روز می گفتم
که تو فریاد زدی "می خواهی بروی "
خبر رفتن تو را به سرویس اخبار سوخته می فرستم!
"هر آمدنی را رفتنی است! انا لله و انا اله راجعون" !
مخصوصا وقتی از نسل سواره های " ایران دو چرخ " و
پیکان 63 باشی!
می خواهی بروی برو!
تمام زندگی هم وزن گلوله های سربی نیست که
بر شانه های برادرانم نشست!
برو همه ی ما سیگار بهمنمان را دود کرده ایم.


۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ۱۶:۵۷

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500