اخبار

عکسی که روی سینه ی دیوار می چسبد

نیلوفر جهانگیر

عکسی که روی سینه ی دیوار می چسبد

در سینه ام زخمی جدید انگار می چسبد

او رفته، روی سرخی لبهای غمگینم

سیگار می چسبد، فقط سیگار می چسبد

وقتی ندارم عرضه حتی گریه کردن را

این دود های حلقوی بسیار می چسبد

حلقه... طلایی بود یا خاکستری؟ اصلا

حالا فقط یک حلقه آن هم دار می چسبد

دور گلوی خسته ام جای طناب اما

یک بچه بغضِ سرتقِ تبدار می چسبد

بغضی که لج کرده، به جای گریه ی ممتد

سیگار می خواهد، فقط سیگار می خواهد

چنبر زده روی گلوم و شعر می خواند

حال مرا این بغض مادر مرده می داند!

که گیر کردم مثل گنجشکی که در خانه

که خسته ام از این اتاق گیج دیوانه

هر شب خودم را بر در و دیوار می کوبم

پا بر زمین پست نا هموار می کوبم

در هر نمازم از خدای قادرم او را

می خواهم و سر روی خاک تار می کوبم

اما نمی آید، نمی آید، نمی آید

سیگار بر سیگار بر سیگار می کوبم

...

بغضی بماند در گلو مسدود، می گندد

عکس تو پشت هاله ای از دود می خندد
۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۹:۰۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید