اخبار

باران تویی و خاطرات توست

نیلوفر جهانگیر

باران تویی و خاطرات توست

که از در و دیوار می بارد

از آسمان هرچند می ریزد

ریشه درون چشم من دارد

 

شرشر صدایش باز می پیچد

خود را به سقف خانه می کوبد

یک سایه بر می خیزد از جایش

روح و روانم را می آشوبد

 

آرامشم را می دهد بر باد

آرام توی خانه می چرخد

از او شدم مست و خیالاتی

دور سرم پروانه می چرخد!

 

باران که می بارد چه خوشبختم

کابوسِ تنهاییم می خوابد

باران که... ند آمد کجا رفتی؟

نفرین به خورشیدی که می تابد!

 

 

 

 

 

 

۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۹:۰۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید