اخبار

آورَد بیرون نشاطم پیرهن از تن در آب

حمیدرضا حامدی

آورَد بیرون نشاطم پیرهن از تن در آب

اندکی آنسوتر از من رقص پیراهن در آب

روح شفّاف و زلال چشمه پنداری به من

داده چون سنجاقکان پروای تن شستن درآب

ساز باد و ارتعاش گیسوان صافِ بید

آبشار تندِ موسیقی طنین افکن در آب

پیچ و تاب نرم جُلبکهای مستِ موبلند

جست و خیز شاد پولکهای چشمکزن درآب

در دوسوی چشمه گسترده ست تنپوشِ چمن

دشت سبز انگار شویَد گوشه ی دامن در آب !

چشمه آیینه ست و در حال تماشای هم اند

کوهها -این دوستان دست بر گردن- در آب!

بازتاب واژگون تابی از رنگین کمان

پیش چشم کودکی های هنوز من در آب

از گذشته آب یعنی روشنایی - درمَثل -

چشم من میدید کاش آینده ای روشن درآب

چیست این ، تصویر قرص کامل ماه است یا

انعکاس چهره ای معصوم از یک زن درآب؟

۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۲۱:۰۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید