اخبار

خناق

اکبر واقف

هر روز

از همین راه باریکه می‌آید

با همان سکوت خناق شده و

همان زگیل خستگی / بر پاهایش

 

نزدیک که می‌شود

با غروبی شرجی

هوای روز / ته می‌کشد

و آفتاب

آنقدر بی‌بنیه می‌شود

که نمی‌تواند حتی

چراغ یک روز نحیف را / واگیراند

 

نزدیک‌تر که می‌شود

کنار برکه‌ای

که طاق‌باز افتاده است / کنار باران‌های به گل نشسته

سیگاری روشن می‌کند

لای سرفه‌های کهنه و خشک

و خیره می‌شود

به یک دسته پرواز

که از آخر دنیا

آمده‌اند!

همیشه از همین راه می‌آید و

۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۶:۴۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید