اخبار

لال‌ترین صدا

اکبر واقف

در من افرایی تنومند

ریشه دوانده است

با برگ سایه‌هایی / که آغوشم را تاریک می‌کند

در من ارتفاع پروازی بود

که هر بار نگاهم می‌افتاد

بندر دلم پاره می‌شد

چیزی در من پوست می‌اندازد

چیزی شبیه تابستان / که در بارانی ناگاه

تمام تفتیدگی‌اش / قیچی می‌شود

یا / قامت برنج‌هایی

که با دستان باد

خوابانده می‌شود / بر شانه‌های شالیزار

 

بگذار

اسب‌های در من را / کشته باشم

پیش از آنکه زاده شوند

بگذار

۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۶:۴۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید