اخبار

غزال گریزان

بهمن میرزایی
ازلب تیغ نگاهش که چنین آخته است

دانم این بار که کاردل من ساخته است

بادوترکیب سفیدی رخ وموی سیاه

کفروایمان مراجان هم انداخته است

من بیچاره فقط مات نگاهش نشدم

هرکه پاپیش دراین عرصه نهد باخته است

وچه اندازه خداوند مگرحوصله کرد

که به چشم ودهن وموی توپرداخته است

غزلم طرح غم انگیز زآشفتگی است

چوغزالی که پلنگ ازپی اوتاخته است

۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۰:۵۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید