اخبار

به ابوالفضل(ع)

کیومرث مرادی

اجازه داد معلم، که از عمو بنویسم

دو بار آب، من از روی دست او بنویسم

 

عمو که دست ندارد که آب را بنگارد

مگر ز روی دو چشمش، دو تا سبو بنویسم

 

تراش خورده دو دست‌اش، قلم‌تر از قلم من

دو آبشار ز خون را من از چه رو بنویسم؟

 

اجازه داد معلم، مداد را نتراشم

که تیزتر نشود تا که از گلو بنویسم

 

اجازه داد از این پس که دست‌های عمو را

به لفظ آب بخوانم، به لحن جو بنویسم

 

ولی چگونه بخواند، گلوی بغض گرفته؟

    مگر به لال بگریم، به های و هو بنویسم
۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید