اخبار

به دختر کوچک‌ام غزل

کیومرث مرادی

غزل بزرگ نشو! کودکانه‌ها خواب‌اند

کلاغ قصه و شعر و ترانه‌ها خوب‌اند

 

غزل! بزرگ شوی از شمال می‌پرسی

از آنچه را که نداری سؤال می‌پرسی

 

لجوج کوچک بابا! ترانه‌ات زیباست

طنین قه‌قه‌ی کودکانه‌ات زیباست

 

تو را به درد چه؟ از تب نگو و تاب بخور

به روی صندلی‌ات باش و آفتاب بخور

 

نخواه تا کبوتر به لانه‌اش برسد

کلاغ آخر قصه به خانه‌اش برسد

 

خدا دعای تو را مستجاب خواهد کرد

تمام کودکی‌ات را کتاب خواهد کرد

 

من این طرف دلم از حال ابر تنگ‌تر است

به این طرف ننگر! آن طرف قشنگ‌تر است

 

در آسمان تو رنگین کمان زیبایی است

هوای نم‌نم بارانی‌اش تماشایی است

 

شکوفه از تن سبز درخت‌ها، ریزان

بهار از لب گل‌های سرخ، آویزان

 

ببین چقدر شبِ آسمان تو زیباست!

ببین چگونه زمین و زمان تو زیباست!

 

برو برای ستاره بخوان کتاب‌ات، را!

به نوک ماه قشنگ‌اش ببند، تاب‌ات را!

 

برو برای پرستوی باغ لانه بساز!

برو برای پری‌های خواب خانه بساز!

 

برو خیال کن امشب که پادشاه تویی!

به حوض خانه بفهمان به جای ماه تویی!

 

بگو که برف زمستان سرد امروزم

برای کوه و بیابان، ‌لباس می‌دوزم

 

غزل! به جان عروسک بزرگه‌ات که شکست

تو و عروسک و دنیای کوچک‌ات خوب است

۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید