اخبار

در تو ببری ست سرکش و مغرور، رام و آرامِ امشبِ من باش

حسین جنت مکان

در تو ببری ست سرکش و مغرور، رام و آرامِ امشبِ من باش

ببرها راه راه و زیبایند، چنگ آورده ام... تو هم تن باش

 

وطنم جنگلی ست تو در تو، بخرام و برقص در تن من

رقص کن با سرود ملّیِ درد، بیش از این بیش از این مطنطن باش

 

دوستانم یکی یکی رفتند جنگلم را به بادها دادند

در تنم ماندنی اگر هستی، باشد ای عشق، باش و دشمن باش

 

کاش آرش به جای هر البرز، کشورم را به آسمان می دوخت

معنی مرزهای خاکی چیست؟ تو بیا و به فکر میهن باش

 

ببرها را کسی نمی فهمد! این تن راه راه زندان بود

در جهانی که زن شدن سخت است، پوستت را درآور و زن باش

۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۲:۱۶

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید