اخبار

پلکش پرید و پنجره ها آفریده شد

حسین جنت مکان

پلکش پرید و پنجره ها آفریده شد

آواز خواند و حنجره ها آفریده شد

 

روزی اراده کرد به دنیا نظر کند

آن دم که خواست، منظره ها آفریده شد

 

رقصید و دامنش تَ تَ تن تن غزل شد و

در چین و روم پیکره ها آفریده شد

 

چشم حسود کور، نگاهش مرا گرفت

بین نگاه ما گره ها آفریده شد

 

آمد، نشست، گفت سلام، آه زود رفت

از آن به بعد خاطره ها آفریده شد

 

از عطر او نوشتم و عطار خلق شد

با این ترانه، تذکره ها آفریده شد

۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۲:۲۰

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید