اخبار

طواف دیده

حمزه شهبازی پایین آبی

در طواف دیده‌ات این دیده را خون می‌کنم

در پی لیلای خود یادی ز مجنون می‌کنم

 

نیست حتی یک نظر از جانب‌ات سوی دلم

تا ببینی از فراغت با دلم چون می‌کنم

 

سر به صحرا می‌نهم آخر ز هجران رخت

دیده را از اشک خود چون رود کارون می‌کنم

 

دل به قانون تو بستم تا که پا بست‌ات شدم

چنگ دل را در پی دست تو قانون می‌کنم

 

می‌نگارم از دو چشمم جوهری  با خون و اشک

تا قلم را در پی چشم تو مضمون می‌کنم

 

بر سر کویت خرامان می‌روم همراه باد

رهزنان را در پی کوی تو افسون می‌کنم

 

تا که از کویت غباری شد به چشم عاشقان

چشم خود را از غبارت بین چه گلگون می‌کنم

 

شهسوارا منتظر در ره بمان تا بشنوی

در ره کوی‌اش چه غم‌ها بر دل خون می‌کنم

۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۲:۴۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید