اخبار

ای باد

حمزه شهبازی پایین آبی

ای باد چرا منزلی از خویش نداری

ای باد چرا راه پس و پیش نداری

 

بشتاب ولی راه سفرها چه دراز است

عمری‌ست که درمان دل ریش نداری

 

ای باد گهی بر سر زلفی و گهی خار

چون من خبری از غم تشویش نداری

 

درمانده‌ای و خاک به سرتاسر زلف‌ات

در چنته‌ی خود جز سخن نیش نداری

 

هر جا که روی ناله‌ی یاهوی تو پیداست

گویا خبری از دل درویش نداری

 

در هر گذری جار زنی قصه‌ی عشق‌ات

دردا که سری مصلحت‌اندیش نداری

 

عمری‌ست که همسایه‌ی کوهی و به عالم

هم‌صحبتی و یار وفا کیش نداری

 

در سینه‌ی هر سروی و بر شانه‌ی هر رود

شاید که چو من رنج کم و بیش نداری
۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۲:۴۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید