اخبار

جوهر لوح و قلم

حمزه شهبازی پایین آبی

تا خون دلم جوهر هر لوح و قلم شد

خال تو و خط تو بر آن صفحه رقم شد

 

با عارض رنگین تو و قامت موزون

بوی ختنی رفت و دلی سوی عدم شد

 

تا اشک دلم سر زد و از کاسه فرو ریخت

آهوی دلی سفتم و در دام ستم شد

 

خبطیم و در اندیشه‌ی جبران نگاهی

کفریم و دلی را که در او رشک صنم شد

 

پیمانه‌ی هجران تو را اشکم و آهم

پیمانه‌ی اندوه تو را ساغر غم شد

 

ما را زازل خاک و گل غم بسرشتند

با اشک ندامت به گلم، خاک الم شد

 

آهیم و به سوز تو در آیینه‌ی هجران

آیینه‌ای و شوق من از دیده‌ی غم شد

 

شاها بنما دیده که در کوی گدایان

از بیش تو خالی شدم و صحبت کم شد
۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۲:۴۸

اظهار نظر