اخبار

چنگ شباهنگ

حمزه شهبازی پایین آبی

گفتم که ندارم به جهان ترس و غم ننگ

گفتا که جهان گشته سرای غم و نیرنگ

 

گفتم که سر زلف توام بند شبانگاه

گفتا که از این بند شدی چنگ شباهنگ

 

گفتم که شدم شیشه و مینای تو جانا

گفتا که نبیند سر تو جز سخن سنگ

 

گفتم که چو بادی به سر زلف تو گشتم

گفتا که شدی زخمی آن زلف سیه رنگ

 

گفتم ز فراغت نی هجران شده این دل

گفتا که ز نایت نشود این دل ما ننگ

 

گفتم که خراب نگهت گشته دل ما

گفتا که تویی کشته‌ی آن زلف سیه رنگ

 

گفتم که ندارد سر دوری دل بلبل

گفتا که ز سوزش همه آفاق شده منگ

 

گفتم که چه تیری‌ست که بر دل بنشاندی

گفتا که نیابی ز دلت تیر مرا چنگ

 

گفتم که منم مست و خراب قدح عشق

گفتا که به راهم نرود در پی هر بنگ

 

گفتم بنوازد دل ما را سر زلفت

گفتا که ندارم به سر چنگ تو آهنگ

 

گفتم که مرا کشتی و در پی نکشیدی

گفتا که کفن کردم و در خاک سیه رنگ

 

گفتم که ندارد دل ما تاب صبوری

گفتا که بسوز ای دل از خاک و گل و سنگ

۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۲:۵۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید