اخبار

بهمن میرزایی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

شب آمدوشهربازخوابید

افتاددوباره ازتب وتاب

بردامن کوه سرنهاده

خوابیده به زیرنور مهتاب

سوسوی چراغ های این شهر

چون تیره شب پرازستاره ست

مانندسیاه چادرایل

آتش به دل است وپاره پاره ست

آهنگ لطیف برگ وجارو

تصنیف تمام رفته گرهاست

این شعر بلندشب سروده

سمفونی ساکت سحرهاست

هرصبح به گوش شهرجاریست

آوای موذنان پیرش

این کودک مست خواب کس را

ترجیح نمی دهد به شیرش

شب آمدوشهربازخوابید

پروانه به فکرسوختن بود

یک پرده دیگرازنمایش

آماده برای دوختن بود

ازکوچه صدای پای یک مرد

نشنیده کسی دراین اواخر

این حجم بزرگ رفت وآمد

یارهگذرندیامسافر

آرامش گربه ها به هم ریخت

گویاکه پرنده پرکشیده

امانه،دوباره مثل هرشب

مردی به زباله سرکشیده 

 

۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۴:۴۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید