اخبار

نام اثر : پدرم

روح الله ملک زده

مثل موشک رو سقف همسایه
همه چی ساده اتفاق افتاد
خاک گرم و نجیب خوزستان
وسط نقشه ی عراق افتاد

زندگی تخت و قرص و کپسوله
واسه مردی که بودنش درده
پدرم راه عشق و پیدا کرد
پدرم دست و پاش و گم کرده

همه چی توی عشق حل میشه
عشق یعنی خلاصه ی این مرد
پدرم درد می کشه از عشق
پدرم عشق می کنه با درد

واسه معبر زدن توی میدون
بین تکبیر و ترکش و فریاد
یا حسن گفت و دل به دریا زد
آخه میدون مین جگر میخواد

بمبهایی که توی سینه ش بود
شب به شب بی صدا عمل میکرد
تو نگاهش یه بغض سنگین داشت
اش یک شب من و بغل می کرد 

پدرم واسه روزهای جنون
واسه روزای جنگ دلتنگه
بیست ساله تمومه که داره
باخودش روی تخت می جنگه

خیلیا نون جبهه رو خوردن
پدرم چوب عشقش و خورده
خیلی وقته کسی به یادش نیست
پدرم چند ساله که مرده

 

لحظه ی پر کشیدنش برسه

چشمش و با غرور می بنده

شهدا زنده های جاویدن

پدر من به مرگ می خنده

 

۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۷:۱۳

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید