اخبار

تو و عشق و تو و شور و تو شعر

روح الله ملک زاده


تو و عشق و تو و شور و تو شعر
من این دنیا رو با تو دوس دارم
کی میگه وقت خنده ماه میشی؟
من حتی گریه هات و دوس دارم

ازم دوری ولی می بوسمت باز
نمیذارم که وجدانم بخوابه
خدا می دونه آرامش ندارم
ازت دورم ولی حالم خرابه

خدا می دونه من هم داغ دیدم
سرم داغ و دلم آتیشه هر روز
پر از آوار _درد و داغ _دوری
از این دوری دلم له میشه هر روز

دلم می خواد کنارت باشم اما
برام این فاصله دیوار میشه
تو دوری و در و دیوار خونه ت
داره روی سرم آوار میشه

پر از بغضم پر از بغضم پر از بغض
که پشت کوه و جنگل گیر کردم
خدا میدونه داغونم،ببخشید..
می تونستم بیام و دیر کردم

غم و آوار سقف آرزوهات
تمام کشور و تبریز کرده
نگا کن هرکسی هرجور میشد
برات احساسش و واریز کرده

برات آینده و امید میخوام
تو باید رو به را باشی برادر
بذار دستات و تو دستم بگیرم
دیگه وقتش شده پاشی برادر

زمین خوردی و تقصیری نداری
غمت سخت و نفس گیره عزیزم
دعا کن رو به سمت مهربونی
خدا دستات و می گیره عزیزم

۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۷:۲۷

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید