اخبار

: سنگ

روح الله ملک زاده



زندگی رو سکوت می چرخه
شاعرا با سکوت درگیرن
شاعرا خیلی زود می فهمن
شاعرا خیلی زود می میرن

من سرم گرم عشق و شعرامه
از زمین و زمونه دلسردم
حس گرمی میون سینه م نیست
برنگرد و نخواه برگردم

من جنونم رو از دل داغم
از نگاهای سرد می گیریم
عاشقم چون که شعر می خونم
شاعرم چون که درد میگیرم

سردم و با غرور میخندم 
خاطراتت رو دور می ریزیم
من یه مردم هنوز باور کن
اشکم و با غرور میریزم

من گذشتم بری،ولی بغضم
خونه ت و سرد می کنه واسه ت
من دلم عشق می کنه با درد
من سرم درد می کنه واسه ت

من یه سنگم که عاشقت بوده
عاشقت با تموم بی رحمیش
من یه بغضم که دیر میترکم
من یه شعرم که دیر می فهمیش 

 

 

۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۷:۲۸

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید