اخبار

مهریه

احسان الدین رشیدی مهر آبادی

مهریه ی تو قلب من بود

تا دیگرانو جا بذاری

آمادگیشو دارم امشب

مهریتو اجرا بذاری

 

امشب که لبخندت دوباره

روح منو آزاد کرده

امشب که عکسای عروسی

روحیّمونو شاد کرده

 

توو آینه شم(ع)دون منو تو

می شد یه دنیا آرزو دید

حس می کنم دستِ خدا بود

روی سر ما قند سابید

 

حس می کنم روز عروسی

خوشبختی اسممو صدا کرد

مهتاب ، آرایشگرت بود

خورشید ، ما رو پاگشا کرد

 

من با زبون بی زبونی

احساسمو ابراز کردم

با اشک، . . . عروسی که تموم شد

گل ِ سراتو باز کردم

 

من قول می دم با تو باشم

هر چند، شاید خیلی دیره

اما یه چیزُ مطمئن باش

سَرَم بره، قولم نمی ره

۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۲۰:۰۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید