اخبار

اله ی ناز

احسان الدین رشیدی مهر آبادی

هی برام ( اله ی ناز ) نزار

که به حسّمون کمک نمی کنه

اینکه ما دو تا یه رنگُ دوست داریم

زندگی رو مشترک نمی کنه

 

چشممون ُ برق مهتاب گرفت

ما همو ندیدیمُ کور شدیم

به خدا فاصله بی تقصیره

منو تو از خودمون دور شدیم

 

ولی با این همه ، تو همیشه از

غم و غصه های من دلت شکست

حلقتو مواظبی گم نکنی

معنیش اینه که هنوز امیدی هست

 

وا ک اخماتو دارم یخ می زنم

داره دستام بازم سِر می شه

آدم این موقِها سنگم باشه

بغضتو ببینه شاعر می شه

 

گریه هات ترانه بارونم کرد

قدّ آسمون ترَم گریه نکن

زخمیه بال و پرت . . . می فهمم

من خودم کبوترم گریه نکن

 

تو که گفتی توی تقدیر همیم

تو که به ستاره ها معتقدی

پیرهن آبی بپوش ... دریا باش

تا به سرنوشتمون عمق بدی

 . . . . . . . . . . . . . . . . . .

اگه من به آخر خط رسیدم

دوباره نقطه ی آغازم باش

هی برام (( اله ی ناز )) نزار

تو خودت، اله ی نازم باش . . .

 

۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۲۰:۱۴

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید