اخبار

دریا

احسان الدین رشیدی مهر آبادی

چشمامو می بندم و فک می کنم

توو یه ساحل دو تائی پا میذاریم

ما همون جا به توافق می رسیم

اسم بچّمونو دریا میذاریم

 

تو بازم نگاهتو می دزدی

با چشائی که پر از خجالته

ماهی ِ قرمز من حرف بزن

پای آینده ی دریا وسطه

 

به جز این ساحل دورافتاده

همه جا الان داره سوز میاد

گوش بده . . . صدای خندمون هنوز

داره از غروب دیروز میاد

 

ما باید خاطره رو زنده کنیم

هر جوری شد به عقب برگردیم

گره ی روسری ُشل تر کن

تا سرِ ظهری به شب برگردیم

 

بیا تا دوباره با نگاهمون

یه کمی حرف خصوصی بزنیم

نظرت چیه مثه خونه ی ماه

رنگ خونمون ُ طوسی بزنیم؟

 

نظرت چیه توو این شب غریب

پا به پای هم یه کم راه بریم

اگه پشت هم باشیم می تونیم

یه شبه ازینجا تا ماه بریم

 

من میخوام با همه آدمای شهر

که تو دیدی متفاوت باشم

می دونم صدای موج ُ دوست داری

بهتره یه خرده ساکت باشم . . .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . .

چشمامو وا می کنم بهت بگم

به توافق نرسیدیم . . . افسوس

همیشه تا لب ساحل رفتیم

ولی دریا رو ندیدیم. . . . افسوس

۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۲۰:۱۸

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید