اخبار

تنگ پیر تن تَرَک

مبین اردستانی

تو دل یه تنگ پیر،  تنگ پیر تن ترک

دلِ یه ماهی سرخ  واسه دریا زده لک

تنها دل‌خوشی تنگ  این یه دونه ماهیه

که مث واژة عشق رو یه برگ کاهیه

 

ماهی  هی خواب می‌بینه رسیده به وطنش

کرده مثل آسمون  پیرهن دریا تنش

پلکاشو هم می‌ذاره  می‌شه از غصه جدا

توی رؤیا می‌بینه  شده " شاهِ ماهیا"

 

اما اون خوب می‌دونه که اینا  خوابه همه‌ش

چشماشو که وا کنه  نقشِ بر آبه همه‌ش

اینه که تو خوابشم حیوونی می‌ره تو لک

رو تنش حس می‌کنه سایة هزار ترک

آخه هربار که می‌خواد دل به دریا بزنه

دلِ ماهی نمیآد دلِ تنگو بشکنه

تو دل یه تنگ پیر، تنگ پیر تن ترک

دل یه ماهی سرخ  واسه دریا زده لک

 

تنگِ پیرِ تن ترک ترک ترک دلِ منه

که واسه یه لحظه هم پیشش نباشی می‌شکنه

 

توی این تنگ بلور  می‌دونم که تنگه جات

پیشمی  اما دلم  خیلی دل‌تنگه برات

جست و خیز تو!  توآب  تپش قلب منه

هی بالا پایین بپر  بذا قلبم بزنه

جست و خیز تو!  تو آب  تپش قلب منه

  بذا قلبم بزنه   بذا قلبم بزنه

 

 

"بذا قلبم بزنه" آخر خودخواهیاس

نه خداییش مگه تنگ  جای " شاهِ ماهیا"س؟

دل به دریا بزن و دل بکن از دل من

بشکن این شیکسّه رو تو یه چشم به هم زدن

وقتِ دل بستن گذشت  فصلِ دل گسستنه

غصة ‌دل‌و نخور دل واسه شیکسّنه

 

 

چشم بدوز به چشمِ اون دریای دورو بشکنش

بشکن این تنگ بلورو بشکنش

بشکن این تنگ بلورو بشکنش

 

بشکن این شیکسّه رو تو یه چشم به هم زدن

دل به دریا بزن و دل بکن از دل من

وقتِ دل بستن گذشت  فصلِ دل گسستنه

غصة دل‌و نخور دل واسه شیکسّنه

۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۰۰:۰۲

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید