اخبار

غزل پله

صالح سجادی

1

هر روز در اول راه  دستان مجبور تقدیر

می بندد و می گریزد پاهای من را به زنجیر

 

2

این جر جر زیر پایم یعنی که تخته شکسته ست

باید که محتاط باشم پایین پراز گرگ مست است

 

3

یک کودک گم شده باز سر می گذارد به پاهام

: آقاکمک کن که تنهام من گشنه مه شیر می خوام

 

4

یک سگ دمش طبق معمول له می شود زیر پایم

خون می چکد بردم سگ خون می چکداز کجایم؟

 

 

5

پا بر سرش می گذارم شاید که خم شد، ولی آخ...

تکرار سرسختی میخ تکرار سوراخ سوراخ

 

6

دندانه ی آهنش را کل می کشد استخوانم

در این تله آه هر روز باید بیفتم بمانم

 

7

حالا فلک می شوم تا اینجا نیایم دوباره

شلاق ها شاعرند و پاهای  من چارپاره

8

آرامش دردناکی ست حالی که حالا ندارم

با این همه زخم دیگر حس می کنم پا ندارم

 

مثل جنینی که تکه تکه سقط کرده اندش

یا مثل یک بچه آهو که گرگ ها خورده اندش

 

حالا رسیدم به دیوار به یاس نفرین و تکرار

و خیره ام به سکوت یک در، در اعماق دیوار

 

باید بکوبم براین در باید بکوبم براین در

باید بکوبم به در مشت باید بکوبم به در، سر

 

آنقدر باید بکوبم تا زخم قانع شود که

آنسوی در هیچ کس نیست  تا درد مانع شود که...

 

در بهت این برج نفرین هر روز کارم شده این

بالاوپایین و بالا، پایین وبالاو پایین

 

عمری به این دلخوشم که روزی در این چرخه ی بد

این در دهان وا کند یا این راه  من را ببلعد

 

امروز هم مثل دیروز مایوس و  تنها تنها

با این همه زخم باید برگردم این پله ها را

 

7

حالا فلک می شوم تا اینجا نیایم دوباره

شلاق ها شاعرند و پاهای من چارپاره

 

 

6

دندانه ی آهنش را کِل می کشد استخوانم

در این تله مثلِ هر روز باید بیفتم بمانم

 

5

پا بر سرش می گذارم شاید که خم شد، ولی آخ...

تکرار سرسختی میخ تکرار سوراخ سوراخ

 

4

یک سگ دمش طبق معمول له می شود زیر پایم

خون می چکد بردم سگ خون می چکداز کجایم؟

 

3

یک کودک گم شده باز سر می گذارد به پاهام

: آقاکمک کن که تنهام من گشنه مه شیر می خوام

 

2

این جر جر زیر پایم یعنی که تخته شکسته ست

باید که محتا...

۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۱۳:۳۹

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید